دانستنیهایی از هوبره

دانستنیهایی از هوبره


دانستنیهایی از هوبره

پرنده مورد نظر در نوع خود هم خيلي زيباست و هم مانند شتر كه در بيابان ها و كوير بي آب و علف مي تواند زيست كند بسيار مقاوم . زيستگاه اين پرنده بيابان هاي خشك و نقاطي است كه كمتر در دسترس شكارچيان بوده است ، در عين حال شكار آن با تفنگ نيز مشكل است زيرا از فاصله دور متوجه حضور انسان يا خودرو مي شود و هنوز به تيررس نرسيده پرواز مي كند . به اين ترتيب اگر چه اين پرنده در نوعي از حفاظت طبيعي قرار داشته است اما در 30 سال گذشته بعلت بهبود وضع زندگي و درآمد ساكنين كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس مانندعربستان ، كويت ، قطر ، بحرين و امارات بشدت مورد استقبال مردم اين نواحي براي شكار با پرندگان شكاري قرار گرفت .
شكار هوبره با قوش يا پرندگان شكاري قبلا بيشتر مورد علاقه شيوخ عرب بود كه به صورت سنتي و تشريفاتي به اين امر توجه داشتند اما مردم نيز در اين سالها به اين امر روي آوردند ، بعضي از مردم حتي در ايران اعتقاد دارند خوردن گوشت هوبره باعث افزايش بعضي توانمندي هاي جسمي مي شود و مخصوصا سنگدان آن خاصيت دارويي دارد . در اين رابطه كار به جايي رسيد كه از يك طرف جمعيت هوبره هاي ايران مخصوصا نواحي جنوبي كشور به شدت آسيب ديد و از طرف ديگر تجارت قاچاق قوش يا شاهين و يا ساير پرندگان شكاري نيز تبديل به يك دردسر بزرگ براي سازمان هاي ذيربط در كشور شد و در نتيجه هم جمعيت هوبره آسيب ديد هم جمعيت پرندگان شكاري .
هوبره در جدال با شاهين مي تواند از خود دفاع كند و اگر پرنده شكاري با تجربه نباشد چه بسا كه به جاي هوبره ، پرنده شكاري از بين برود.
هوبره در جدال با شاهين وقتي شاهين از پشت نزديك مي شود ناگهان تغيير ارتفاع به سمت بالا داده و از مقعد خود خمير رقيق چسبناكي را به سمت شاهين مي افشاند كه در صورت ريخته شدن بر روي بالهاي شاهين بلافاصله شاهين سقوط مي كند و در حين سقوط آسيب مي بيند ( به اين دليل به آن پرنده بمب انداز هم مي گويند ). اگر چه شيوخ عرب سعي مي كردند بحث قوش پراني را بعنوان حفظ يك سنت مطرح و از آن دفاع كنند ولي رفته رفته صداي مخالف از گوشه و كنار دنيا بلند شد و شيوخ عرب براي پرداختن به امر قوشبازي و شكار هوبره با شاهين به شدت زير سئوال قرار گرفتند . هر چند اين مخالفت ها در سطوح بين المللي روز به روز بيشتر مي شد اما آنان نمي خواستند از اين رويه كه به عنوان سنت و حتي نشانه قوميت و شخصيت بود دست بردارند .
در اين ميان به ويژه ، مقامات بلند پايه كشور امارات دست به كار شدند تا راهي پيدا كنند كه پرداختن به قوش پراني در دنيا مقبول افتد اول آنكه از شركت ها و موسسات غربي خواستند نسبت به تكثير مصنوعي انواع پرندگان شكاري اقدام كنند و در نتيجه مشكل نگهداري از قوش ( ما به تمام پرندگان شكاري كه در شكار استفاده مي شوند اصطلاحا قوش مي گوييم ، قوش ها دسته اي از پرندگان شكاري هستند كه در اصطلاح انگليسي
Hawks
به آنها اطلاق مي شود ) . با صدور شناسنامه و اطمينان از اينكه از طبيعت گرفته نشده اند حل شد و حالا مي توان در سطح بين المللي قوش را با اين شناسنامه ها جابجا نمود .
در حال حاضر اگر كسي در شهريور ماه به نمايشگاه شكار ابوظبي سري بزند خواهد ديد كه بيش از 30 شركت در دنيا مشغول پرورش و تكثير انواع اين پرنده ها هستند و اگر تعداد پرنده هاي عرضه شده در اين نمايشگاه را بشمارد رقمي بالاتر از 1000 خواهد بود . علاوه بر اين اقدام كه موجب رشد و شكوفايي صنعت پرورش پرندگان شكاري گرديد با تاسيس چند مركز بيمارستاني در اين كشورها ، پرندگان شكاري در دست مردم را تحت معالجه و مراقبت قرار دادند و بعلاوه با توجه به اينكه تجارت پرندگان شكاري به كشورشان غير قانوني اعلام شد . پرندگان ضبط شده از قاچاقچيان را نيز در اين مراكز باز پروري كرده و آنها را در كشورهاي آسيايي مثل پاكستان و ايران رها مي سازند . اقدام بعدي ، حل مشكل هوبره بود كه طبق بررسي ها جمعيت آن به شدت رو به نقصان گذاشته بود براي اين كار نيز بودجه مخصوص در نظر گرفته شد و نحوه زندگي و مهاجرت اين پرنده ها و نحوه توليد و تكثير مصنوعي آنها بررسي شد و متعاقب آن چندين مركز پرورش و تكثير هوبره نيز به راه افتاد كه پس از تكثير در طبيعت رها سازي شوند . كار از اين هم فراتر رفت و آن تلاش اين دولت ها براي ثبت امر قوش پراني و شكار هوبره بصورت يك ميراث فرهنگي در بخش ميراث فرهنگي جهان در يونسكو بود كه در حال انجام است . حتي كنوانسيون
CITES نيز متقاعد شد كه اين روش شكار ، روش پايدار است يعني كمك به تكثير هوبره و استفاده از پرندگان شكاري توليد شده در مراكز پرورش ، مي تواند از جمله نمونه هاي SUSTAINABLE USE OF WILDLIFE قرار گيرد ( بنده با نماينده CITES
در اين مورد صحبت كرده ام ). از جمله اقدامات انجام شده در مورد هوبره ، مطالعه اي است كه به هزينه دولت هاي عربي و با استفاده از ماهواره و نصب فرستنده بر روي هوبره ها انجام شده كه نتيجه يك نمونه از اين كار را در تصوير شماره 1 ملاحظه مي فرماييد كه بخشي از كشور ما را در بر مي گيرد و همچنين مطالعه و انجام پروژه هايي براي سرشماري جمعيت و مسير مهاجرت اين پرنده ها .
همانطور كه قبلا نيز گفتم ، تامين هزينه به وسيله دوستداران شكار هوبره خود به عاملي تبديل شده تا به نسل هوبره كمك كند . اينطور نيست ؟
به اميد روزي كه در كشور ما هم توسط كارشناسان ايراني در مورد اين پرنده كه هم بومي كشورست و هم مهاجرت مي كند تحقيق كامل صورت پذيرد .
 
 
هوبره : پرنده اي محجوب و تماشايي
هوبره Houbara Bustard از خانواده Otididae پرنده اي بيابانگرد و خجالتي است و درجزاير قناري ، شمال آفريقا و جنوب غربي آسيا زندگي مي كند . البته رقابت براي بقا سبب شده است اين پرنده در آسيا خود به صورت گونه اي جداگانه بنام ( undulata Chlamydotis ) به شمار آيد . ( يكي از 22 گونه اي است كه فقط در نيمكره شرقي يافت مي شود ). هوبره يا آهوبره ،‌به مرغ بمب انداز معروف است و از لحاظ تركيب و شكل ظاهري تا حدودي به بوقلمون شباهت دارد . در ايران به صورت بومي و مهاجر ديده مي شود . هوبره يكي از صيدهاي تاريخي و باستاني ايران قلمداد مي شود . فردوسي طوسي در شاهنامه منظوم خود آنجا كه درباره شكار يلان و گردان و سپهسالاران دلير ايران سخن به ميان مي آورد از شكار آهوبره به وسيله رستم و گيو و گودرز ياد مي كند و جملگي اين پهلوانان تهمتن ، هوبره را به وسيله تير و كمان صيد مي كردند . اين پرنده در جنوب و جنوب شرقي در بيابانهاي اطراف بندرعباس و بيابان هاي لار ( لار و جنوب ) ساكن شده اند و همچنين در مركز ايران در صحراي ولدآباد و ابراهيم آباد در شرق تاكستان در جنوب قزوين هم ديده شده اند . اين پرنده بين 75-65 سانتيمتر طول و حدود 3-5/1 كيلو وزن دارد كه هم اندازه ميش مرغ ماده مي باشد ولي از لحاظ زنگوله بال ، بسيار بزرگتر و متفاوت با آن و از نظر شكل ظاهري شبيه بوقلمون است و طول بالهاي آن به 140 سانتيمتر مي رسد و به طور كلي با پرو بال قهوه اي رنگ ، زير تنه خاكستري سفيد با دسته پرهاي سياه و سفيد بلند كه از دو طرف گردن آويزان است و حالت دامن مانندي به آن مي دهد مشخص مي شوند و داراي نشان و رنگ و حالتي شبيه پوست پلنگ هستند . همچنين انتهاي شاهپرهاي بال سياه است . در زمستان سطح پشتي شاهپرهاي ثانويه سفيد مي شود . پرواز اين پرنده سنگين و آهسته است و درهنگام پرواز ابتدا به تندي راه مي رود و بعد پرواز مي كند و داراي دم نسبتا بلندي است . هوبره پرنده اي تماشايي است كه در هنگام پرواز پرهاي زيبايش تلوتلويي از رنگ سفيد و قهوه اي دارد.
 
 
شناسايي جنسيت و توليد مثل
هوبره ماده كوچكتر از نر است و زير تنه خاكستري پررنگ تري دارد . اين پرنده چشمان زرد و درشت دارد و در هنگام قوز كردن ، هماهنگي كامل با محل شنزار محيط خود پيدا مي كند . هوبره كمي بزرگتر و رنگ پريده تر از گونه Macqueen است . در هنگام جفتگيري ، نرها روش عجيبي در جذب ماده دارند . آنها كوركورانه با گامهاي بلند راه مي روند و پرهاي طوق گردن و كاكل سرشان را به هوا بلند كرده و براي ماده نمايش مي دهند . ماده اين پرنده 4-2 تخم روي زمين مي گذارد . هوبره و گونه آسيايي آن جزء پرنده هاي بي صدا ( بسيار آرام ) هستند .
 
 
تغذيه و زيستگاه
اين پرنده هنگام راه رفتن در بيابان از دانه ها و غله ها ، جوانه ها ، حشرات ، كرمها ، حلزون ها و خزندگان كوچك مثل مارمولك ها ، بزمجه هاي كوچك و انواع حشرات مثل سوسك و غيره كه در كويرها يافت مي شوند تغذيه مي كند و به بهترين وجهي با زندگي در محيط بيابان سازگار است و به خوردن " شور" كه علف خودروي وحشي مخصوص اين مناطق مي باشد بسيار علاقه دارد. ندرتا آب مي نوشد و بيشتر آب بدنش را از غذايي كه مي خورد بدست مي آورد . زيستگاه اين پرنده در مناطق شني و تپه ماهورهاي ريگزار ، بيابان ها و نواحي كويري و نيمه كويري آزاد و حفاظت شده مركزي ، شمال شرقي و جنوب كشور ( ناي بند ، بهرام گور ، هرمد ، ميانكاله و توران ...) با بوته هاي پراكنده يا علفهاي كوتاه و حاشيه گندم زارها است و رنگ او از هر لحاظ با رنگ خاك مشابهت دارد. روي زمين آشيانه مي سازد و در هواي گرم تابستان و نيمروز در پناه بوته اي به اصطلاح جفت مي كند و كمتر به چشم مي آيد به همين جهت ديدن آن در چنان شرايطي بسيار مشكل است ولي وقتي كمي باد مي وزد چه صبح و چه عصر براي يافتن طعمه و نوشيدن آب حركت مي كند و در اين وضع از فاصله دور كاملا ديده مي شود . بعلت مزاحمت انسان ، شكار زياد و تله گذاري بيش از اندازه ، در مناطقي كه موجودند جمعيت آنها رو به كاهش است و سبب مهاجرتشان به نواحي ديگر شده است .
 
 
وضعيت حفاظت
از گونه هايي است كه بعلت شكاري بي رويه در خطر انقراض قرار دارد و تخريب زيستگاههاي آن نيز مزيد بر علت است و اين پرنده را در زمره پرندگان قابل حمايت قرار داده است همچنين به سبب علاقه شيوخ عرب به شكار آنها به وسيله شاهين و بالابان ، جمعيت آنها كاهش زيادي پيدا كرده است بنابراين بايد برنامه ريزي دقيقي در جهت حفاظت و نگهداري آن شده و از هر گونه شكار و صيدش جلوگيري شود.